تبليغاتX
کوهیاد
گفتا زکه نالیم . از ماست که بر ماست

در روزهای آخر اسفند
کوچ بنفشه های مهاجر زیباست
در نیمروز روشن اسفند
وقتی بنفشه هارا
از سایه های سرد
در اطلس شمیم بهاران
با خاک و ریشه ـمیهن سیارشان ـ
در جعبه های کوچک چوبی
در گوشه خیابان می اورند
جوی هزار زمزمه در من می جوشد:
ای کاش...
ای کاش...
ای کاش آدمی وطنش را
مثل بنفشه هاـدرجعبه های خاکـ
یک روز میتوانست همراه خویش ببرد
هر کجا که خواست
در روشنای باران
در افتاب پاک

اسفند ماه ماهی های عاشق  دوباره اومد

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط محمد  |