|
گفتا زکه نالیم . از ماست که بر ماست
|

چقدر کوتاه است فاصله میان شادی و غم
فاصله میان خیر و شر
فاصله میان خوب و بد
فاصله میان عشق و نفرت
میان تو و من
نه
نه ، کوتاه نیست این تو بودن تا من بودن
چقدر دور است تو آن باشی که می پندارم
چقدر دور است من آن باشم که می پنداری
فاصله سایه و روشنی خطی است باریک ولی جدا نشدنی
و این لطیفه ایست که کدام یک دیگری را می سازد ؟
سایه گواه روشنی است یا روشنی گواه سایه ؟
اما هنوز می پندارم می توانی به لبخندی این فاصله را برداری.
چشمها را باید شست .
جور دیگر باید دید