تبليغاتX
کوهیاد
گفتا زکه نالیم . از ماست که بر ماست
محسن انواری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در فصل بارش به دیدار تو می آیم

با کفشهایی از جنس

                             آب

خوب می دانم

دلت به حال کفشهایم خواهد سوخت

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 فروردین1386ساعت 10:9 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

دلم از تو چون نرنجد ‘ كه به وهم در نگنجد
 كه جواب تلخ گويي تو بدين شكر دهاني

 .............

« عشق را ايکاش زبان سخن بود.»

من، آغاز سخن بودم.
تو؛
پايان سخن.
و خداوند تمام آن، که بر زبان جاري شد.
ما سخن عشقيم در اين ديار،
کلمه اي که در ذهن اين خاک از ازل ماندگارماند.
و ايکاش
اين ديار را، توان بيان آن بود.
اين روزها ، عجيب خانه‌ي مان خاموش است.

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

 

.....

آسمان اشک مریز
دست عشق پر شد از آب دو چشم
صورتم پر شد از آتش خشم..
زچه  مینالی تو؟
اشکها مال من است
باد و باران " گر چه زتوست ولی
آه و دلتنگی قبل از باران
همگی مال من است..........

از وبلاگ گروه نمونه

+ نوشته شده در  جمعه 10 فروردین1386ساعت 8:31 بعد از ظهر  توسط محمد  |