|
گفتا زکه نالیم . از ماست که بر ماست
|
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
آن همه ناز و تنعم كه خزان ميفرمود
عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شكر ايزد كه به اقبال كله گوشه گل
نخوت باد دي و شوكت خار آخر شد
صبح اميد كه بد معتكف پرده غيب
گو برون آي كه كار شب تار آخر شد
آن پريشاني شبهاي دراز و غم دل
همه در سايه گيسوي نگار آخر شد
باورم نيست ز بدعهدي ايام هنوز
قصه غصه كه در دولت يار آخر شد
ساقيا لطف نمودي قدحت پرمي باد
كه به تدبير تو تشويش خمار آخر شد
در شمار ار چه نياورد كسي حافظ را
شكر كان محنت بيحد و شمار آخر شد
برای اینکه یک سنگ فسیل شه
قرنها باید بیاند و برند
دریاها باید پر و خالی بشند
آبشارها باید بلند و کوتاه بشند
حتی ممکنه مردم دنیا هم بارها عوض شند ...
هی!
گول سنگها رونخوری!
گول خوشبختی سنگها رو نخوری!
برای فسیل شدن تویه خستگی کافیه !