تبليغاتX
کوهیاد
گفتا زکه نالیم . از ماست که بر ماست
 

 

 

 “بروید دنبال کارتان. بگذارید مردم مسئولیت پیدا کنند. استبداد زیر پرده دین را کنار بزنید.”

آخرین خطبه نماز جمعه،17شهریور 59

” آن کسی که نوید آزادی می‌دهد، اوست که طرفدار انسان است. این نیست که زندگی فقط نان و آب باشد.انسان که کمتر از حیوان نیست. انسان می‌خواهد آزاد نفس بکشد، آزاد زندگی کند. انسان آزادی می‌خواهد.اگر وضع به همین منوال پیش رود مستبدینی بر همه ما مسلط خواهند شد…”

سخنرانی در کاخ سعدآباد،23 رمضان 58؛ سروش، شماره 21، 31 شهریور 58،ص 78

سی امین سالروز نبودنش چه غمگین است

روحش شاد


+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 8:32 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

کاظم فریدیان عضوی از خانواده ی بزرگ کوه نوردی ایران است و خواست آزادی او ، می تواند و باید که " خواست همگانی افکار عمومی جامعه کوه نوردی" این سرزمین باشد . انعکاس و پیگیری این خواست از طریق مجاری قانونی ( فدراسیون ، سازمان ورزش ، قوه قضائیه و ... ) وظیفه ای است که هم اکنون بر دوش همه ما است .
برای آزادی کاظم فریدیان و سایر کوه نوردان دربند بکوشیم!


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 8:0 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

باور نمی کند دل من مرگ خویش را
 نه نه من این یقین را باور نمی کنم
 تا همدم من است نفسهای زندگی
 من با خیال مرگ دمی سر نمی کنم
آخر چگونه گل خس و خاشک می شود ؟
 آخر چگونه این همه رویای نو نهال
 نگشوده گل هنوز
 ننشسته در بهار
 می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟
 در من چه وعده هاست
 در من چه هجرهاست
 در من چه دستها به دعا مانده روز و شب
 اینها چه می شود ؟
آخر چگونه این همه عشاق بی شمار
 آواره از دیار
 یک روز بی صدا
در کوره راه ها همه خاموش می شوند ؟
 باور کنم که دخترکان سفید بخت
بی وصل و نامراد
 بالای بامها و کنار دریچه ها
 چشم انتظار یار سیه پوش می شوند ؟
باور نمی کنم که عشق نهان می شود به گور
بی آنکه سر کشد گل عصیانی اش ز خاک
باور کنم که دل
روزی نمی تپد
نفرین برین دروغ دروغ هراسناک
 پل می کشد به ساحل اینده شعر من
تا رهروان سرخوشی از آن گذر کنند
 پیغام من به بوسه لبها و دستها
 پرواز می کند
باشد که عاشقان به چنین پیک آشتی
یک ره نظر کننند
در کاوش پیاپی لبها و دستهاست
کاین نقش آدمی
 بر لوحه زمان
جاوید می شود
این ذره ذره گرمی خاموش وار ما
یک روز بی گمان
 سر می زند جایی و خورشید می شود
تا دوست داری ام
تا دوست دارمت
 تا اشک ما به گونه هم می چکد ز مهر
 تا هست در زمانه یکی جان دوستدار
 کی مرگ می تواند
 نام مرا بروبد از یاد روزگار ؟
بسیار گل که از کف من برده است باد
 اما من غمین
 گلهای یاد کس را پرپر نمی کنم
من مرگ هیچ عزیزی را
 باور نمی کنم
 می ریزد عاقبت
 یک روز برگ من
یک روز چشم من هم در خواب می شود
 زین خواب چشم هیچ کسی را گریز نیست
 اما درون باغ
همواره عطر باور من در هوا پر است
+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 خرداد1388ساعت 8:47 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

بیاد خرداد ۷۶ و همصدایی در خرداد ۸۸ همه شرکت کنند.

گراميداشت دوم خرداد با حضور خاتمي و موسوي در ورزشگاه آزادی

مراسم گراميداشت دوم خرداد با حضور موسوي و خاتمي در سالن دوازده‌ هزار نفري ورزشگاه آزادي برگزار مي‌شود.
در اين مراسم كه با حضور چهره‌هاي برجسته اصلاح طلب برگزار خواهد شد، سيد محمد خاتمي و ميرحسين موسوي سخنراني خواهند كرد.
گفتني است نهادهاي دانشجويي نيز برنامه‌هاي متعددي را براي گراميداشت روز دوم خرداد تدارك ديده‌اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 8:54 بعد از ظهر  توسط محمد  | 


تصوير نيم صفحه شماره اول و تنها شماره منتشر شده روزنامه ياس نو در دوره جديد

تصوير نيم صفحه شماره دوم روزنامه ياس نو كه به دستور وزارت ارشاد چاپ نشد

به گزارش نوروز، روزنامه یاس نو پنج سال قبل و در آستانه انتخابات مجلس هفتم توقیف شد و در طی مدت 5 سال گذشته جلسات بازپرسی و دادگاه آن با تاخیر به انجام رسید تا در نهایت حکم قطعی آن در اواخر سال گذشته صادر گردید و پس از اجرای حکم که تنها در برگیرنده جریمه نقدی بود تمامی موانع حقوقی جهت انتشار روزنامه کنار رفت و در پی آن بود که مدیرمسئول روزنامه تصمیم به انتشار مجدد آن گرفت.

در حال حاضر و با توجه به سابقه حقوقی و انجام تمام موازین حقوقی و دادگاهی روزنامه که در نهایت امکان انتشار را برای صاحب امتیاز روزنامه فراهم نموده بود روزنامه هیچگونه مانع حقوقی جهت انتشار نداشته است و مشخص نیست دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با استناد به چه ماده حقوقی اقدام به صدور نامه برای عدم انتشار شماره های آتی روزنامه یاس نو نموده است.

لازم به ذکر است که شماره دوم روزنامه یاس نو توسط تیم تحریریه این روزنامه آماده گردیده بود و تمامی صفحات جهت انتشار به چاپخانه ارسال شده بود که دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات با ارسال نامه ای به محل چاپ روزنامه یاس نو به همراه چند مامور جلوی انتشار شماره دوم این روزنامه را گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 11:38 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

بیش از 50 تشکل دانشجویی، با انتشار بیانیه مشترکی ضمن غیرقابل دفاع برشمردن کارنامه دولت نهم، در حوزه دانشگاه عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی، ادامه حیات این دولت را با "منافع ملت" در تضاد دانسته بر ضرورت تغییر محمود احمدی‌نژاد تاکید کردند.


به گزارش «موج سوم» تشکل‌های امضا‌کننده این بیانیه، همچنین اعلام کردند «حضور دوباره محمود احمدی‌نژاد منجر به تشدید تمامی بحران‌ها و فروپاشی اجتماعی خواهد شد».

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

اینک زمان نشان دادن صلابت اراده‌هاست، حافظه‌ی تاریخی ما می‌گوید هیچ گاه ایران بعد از انقلاب چنین بر لبه‌ی خطرناک بحران‌ها قرار نگرفته بود، هیچ‌گاه چنین منافع ملت در معرض آسیب نبوده است، عزت و غرور ملی‌مان این چنین به دنبال ماجراجویی‌های سیاستمداران حاکم جریحه‌دار نشده بود و کرامت انسان ایرانی در جهان خدشه‌دار نشده بود. امروز پس از گذشت قریب به چهار سال از عمر دولت آقای احمدی‌نژاد بار دیگر با استناد به آنچه در این مدت بر ملت و مملکت‌مان رفته است اعلام می‌کنیم کارنامه‌ی دولت نهم منفی و غیرقابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشم‌انداز نگران‌کننده‌تری برای منافع ملت می‌شود:

[1] کارنامه‌ی سیاست‌های دولت نهم در دانشگاه

به جرات می‌توان گفت دانشگاه، این مهمترین کانون آزادی خواهی و روشنگری سهمگین ترین ضربات و بیشترین فشار‌ها را از جانب دولت نهم دریافت کرده است. احضار تمام نشدنی دانشجویان به کمیته‌های انظباطی و صدور احکام سنگین محرومیت از تحصیل و ممانعت از حضور دانشجویان منتقد به دانشگاه، سلب آزادی‌های آکادمیک به واسطه تهدید و اخراج اساتید برجسته و دگراندیش، تعلیق و جلوگیری از فعالیت‌های تشکل‌های دانشجویی مستقل و فشار بر اعضاء انجمن‌های اسلامی دانشجویان جلوگیری از اجرای برنامه‌ها و فعالیت‌های دانشجویان، بازداشت و شکنجه بسیاری از دانشجویان منتقد و معترض به دولت، ایجاد محدودیت‌های اداری و سیاسی به ویژه در زمینه علوم انسانی و اجتماعی برای اساتید و دانشجویان، اعمال سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی جنسیتی و جلوگیری از ورود دختران به دانشگاه و... تنها بخش کوچکی از حمله کینه توزانه دولت به دانشگاه است که همراه با گسترش کرختی و یاس و کاهش نشاط و امید در فضای دانشگاه و کاهش شاخص‌های کمی و کیفی آموزش عالی بوده است و روند فرار مغز‌ها و نیروی انسانی زبده را به دنبال داشته است.

مسئله شرم آور ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و دگر اندیش خود به خوبی پرده از تنگ نظری و تمامیت خواهی مسئولین و مدیران امر بر می‌دارد. نامه سرگشاده بی سابقه 109 نفر از اساتید دانشگاه خود به خوبی وضعیت اسفبار دانشگاه در ابعاد مختلف را به نمایش می‌گذارد.
از سوی دیگر بسط نگاه امنیتی و ایجاد فضای پلیسی و بستن تمامی روزنه‌های تنفس نهایت دشمنی دولتمردان نهم را با دانشگاه نشان می‌دهد. سوء استفاده از شهید و فرهنگ شهادت و ارائه تصویری خشونت گرا و غیر عقلانی از دین و تحمیل هزینه‌های سنگین به دانشجویان در این مسیر نه فقط سبب تحکیم خصایل والای انسانی در دانشگاه و جامعه نشده است بلکه به عکس جواب داده است و اساساٌ به باور‌های دینی نسل جدید ضربات سهمگینی وارد کرده است.


[2] کارنامه‌ی سیاست‌های دولت نهم در عرصه‌ی اجتماعی و سیاسی
دولتی که شعار داده بود کابینه ای 70 ملیونی می‌آفریند به سرکوب گسترده، سازمانی و بی وقفه جامعه مدنی پرداخت. این دولت تمام توان خود را به کار گرفت تا اندک نهاد‌های مدنی موجود را برچیند.

تعطیلی نسبتا کامل مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی، تهدید دائمی اندک روزنامه‌های مستقل، دخالت مستقیم و بی سابقه در روند مدیریتی نشریات و مطبوعات غیر دولتی و مستقل، سانسور شدید در عرصه کتاب و هنر، فیلترینگ فضای مجازی و اینترنت، افت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی _هنری، سرکوب جنبش‌های اجتماعی از قبیل جنبش زنان، اقوام ایرانی، کارگران و معلمان ، برخورد شدید و یورش به تجمعات مسالمت آمیز و قانونی زنان، کارگران ، معلمان و دانشجویان و بازداشت، شکنجه و تعقیب فعالین آنها ، برخورد بسیار خصمانه با با فعالان ترک و کرد و حتی دراویش ، پلمپ غیر قانونی تشکل‌های حقوق بشری از جمله کانون مدافعان حقوق بشر و برخورد با گردانندگان آن ، ایجاد رعب و وحشت در جامعه به بهانه گشت‌های ارشاد و برخورد با ارازل و اوباش و ...

همچنین نگاهی به عملکرد دولت نهم نشان از رکورد شکنی دیگر این دولت در عرصه کشورداری دارد. چه اینکه پس از پیروزی انقلاب تا کنون هیچ دولتی اینچنین چشم بر تحلیل‌های کارشناسانه در امر کشورداری نبسته است.

[3] کارنامه‌ی سیاست‌های دولت نهم در عرصه ی اقتصادی

دولتی که قرار بود نفت بر سر سفره‌های مردم آورد، به مبارزه با فساد بپردازد و عدالت گستر باشد با بها ندادن به مفاهیم بنیادی علم اقتصاد و عدم برنامه ریزی، شیوه اقتصاد دستوری و حتی بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله، برنامه چهارم و سیاست‌های اصل 44 قانون اساسی، تنش‌های ستیزگرانه با جهان، بی توجهی به هشدار و پیش بینی‌های اقتصادانان کشور که به صورت چندین نامه در سال‌های گذشته گوشزد شده بود؛ عملا عزم برچیدن سفره‌های بی رنگ و رونق مردم را دارد. تورم، بیکاری و فقر را به بالاترین حد خود رسیده و "نظام پولی و بانکی" و "فضای کسب و کار" تقریبا از هم فروپاشیده است و یا در معرض فروپاشی است، امروز دولت به برکت آخرین دلارهای نفتی هنوز باقیمانده، می‌کوشد تا با بسط فرهنگ "گداپروری و صدقه سالاری" نگاه‌های مردم را در آستانه انتخابات به خود معطوف کند.

فساد اقتصادی و گسترش رانت خواری، ناسالم و غیر شفاف بودن عرصه اقتصاد، اکثریت مردم ایران را علی رغم برخورداری از مواهب طبیعی زیر خط فقر قرار داده است به گونه‌ای که آنان را حتی در تأمین مایحتاج روزانه خود دچار مشکل کرده است.


[4] کارنامه‌ی سیاست‌های دولت نهم در عرصه بین‌المللی

موضع گیری و سخنان نسنجیده محمود احمدی نژاد در عرصه بین‌المللی علاوه بر هدر دادن منافع ملت ایران سبب مخدوش گشتن چهره صلح طلب و آزادی خواه ایرانیان در عرصه جهانی شده است.

دولت ماجراجوی نهم به اسم عزت کشور و اقتدار ایران بدون توجه به منافع ملت پیاپی تنش آفریده، کشور را در شرایط بغرنجی قرار داده و احتمال وقوع جنگ و تبعات ویرانگر آن نظیر ریسک سرمایه گذاری را افزایش داده است. عدم اتخاذ سیاست‌های درست و متناسب با منافع ملت در خصوص پرونده هسته ای، ایران را اکنون با تحریم‌های گوناگون بین المللی روبه رو کرده است که آثار منفی تحریمها، اینک آشکار شده است و هر چه بیشتر به پیش برویم آثارشان بیش از پیش نمایان خواهد شد. عدم تدبیر لازم در عرصه سیاست خارجی و درک درست از مناسبات دیپلماتیک و تعامل با جامعه جهانی سبب زیر سوال رفتن حاکمیت ملی ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در برابر ادعا‌های امارات شده و تقلیل حاکمیت مسلم ایران از 50 درصد دریای خزر به 12 درصد را در پی داشته است. همچنین نزدیکی بیش از حد ، هزینه زا و بدون توجه به منافع ملت به بعضی دیکتاتور‌های حاکم بر کشور‌های آمریکای لاتین و عدم همراهی با جامعه بین المللی در عرصه منطقه ای زمینه ساز تقویت سوء ظن جهانی به ایران و تشدید تحریم‌ها و فشار‌های بین المللی برکشور شده است.

جمع‌بندی

روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و حضور نظامیان در حوزه اجرایی کشور، منجر به حاکم شدن یک نگاه امنیتی و سرکوبگر به جریانات اجتماعی و سیاسی گردید که ادامه روند سلب فضای تنفس از گروه‌ها و فعالین سیاسی آزادی خواه، کشور را در آستانه انفجاری اجتماعی قرار خواهد داد. از طرفی وضعیت اسفناک اقتصادی و تورم روز افزون ، بحران‌های ناشی از مسائل فراگیر اجتماعی همچون مسکن ، ازدواج ، اشتغال و بسیاری بحران‌های ریز و درشت دیگر که کشور درگیر آن است چشم انداز نه چندان روشنی را برای جامعه و خصوصـاُ نسل جوان نشان می‌دهد. گرچه ایستادگی فعالین دانشجویان و فعالین مدنی و اجتماعی در مقابل حملات سرکوبگرانه و بی خردانه دولت نهم تحسین برانگیز است اما این واقعیت آشکار شده است که ادامه این روند، زوال نهادهای مدنی، و خاموشی جنبش‌های اجتماعی را در پی و افزایش شورش‌های کورخیابانی ناشی از خشم و رنج را در پی خواهد داشت. سرگردانی مردم و ناتوانی در تامین نیاز‌های اولیه زندگی، سرخوردگی جامعه روشنفکری ،کرختی و رخوت حاکم بر فضای دانشگاه، گرایش بسیار زیاد نسل جوان به اعتیاد و مواد مخدر سایه یأس و نامیدی را بر سر جامعه افکنده است که در بخش زیادی از این معضلات رد پای سیاست‌های محمود احمدی نژاد را می‌توان دید.

افزایش روزافزون فساد، فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی، ناهنجاری‌ها و معضلات اجتماعی، انزوا و تحریم‌های گسترده در عرصه بین المللی محصول دوران سیاه دولت نهم است. اینک بر اثر بحران‌های پیاپی و فراگیر ؛ اقتصاد ، اجتماع، سیاست و فرهنگ در وضعیتی آشفته‌اند و بدون شک ادامه این روند کشور را بیش از این در معرض مخاطرات جدی قرار می‌دهد که متاسفانه جبران آن توسط هیچ کسی امکان پذیر به نظر نمی‌رسد. برون رفت از این وضعیت حاد و نجات کشور نیازمند یک تصمیم گیری عقلانی از طرف همه‌ی گروه‌های اصلاح طلب و تحول خواه و همه علاقمندان کشور می‌باشد.

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و خاتمه یافتن دوران سیاه محمود احمدی نژاد قرار گرفته ایم. برخلاف سی سال گذشته که همواره حاکمیت از آن به عنوان "شرایط حساس کنونی" یاد می‌کرد، اتفاقا در مقطع کنونی شرایط واقعا حساس گشته است. روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد فصلی جدید را برای کشور رقم زد که متاسفانه انتظار می‌رود مردم عواقب وحشتناک آن را تا سالیان متمادی بپردازند.

اینک لزوم ایفای نقش تاریخی از سوی کلیه نیروهای آزادی خواه بیش از پیش عیان می‌گردد. ما معتقدیم حضور دوباره محمود احمدی نژاد موجب تشدید تمامی بحران‌ها و فروپاشی اجتماعی خواهد بود. با صدای بلند فریاد بر می‌آوریم احمدی نژاد باید برود. "نه به احمدی نژاد" و توقف روند فعلی می‌تواند تصمیمی عقلانی از طرف همه گروهها، احزاب و فعالین سیاسی و مدنی آزادی خواه و اصلاح طلب باشد.

از جمله، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

[1] نزدیک به 300 استاد دانشگاه در این مدت به طور ناخواسته بازنشست شدند، حدود 1000 دانشجو ستاره دار شده‌اند که 300 تن از آنها سه ستاره بوده‌اند و از تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتر محروم شده‌اند. قریب به 70 تشکل دانشجویی در تعطیل یا فعالیت‌هایشان معلق شده است. ” مسئله شرم آور ستاره دار کردن دانشجویان منتقد و دگر اندیش خود به خوبی پرده از تنگ نظری و تمامیت خواهی مسئولین و مدیران امر بر می‌دارد".

 
[2] منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و حذف شمار بسیار زیادی از کارشناسان از روند تصمیم گیری، چیزی که حتی مورد مخالفت مجلس شورای اسلامی هم قرار گرفته و بخشی از قانون گریزی هم مربوط به این امر است. عدم تغییر ساعت رسمی کشور در آغاز بهار (در سال اول زمامداری آقای احمدی نژاد) که با توجه به هزینه زیاد آن سبب مداخله مجلس و تصویب قانون برای اجرای اجباری آن شد. تغییر ساعات کار بانک‌ها و مقاومت در برابر تصحیح آن. منحل کردن شوراهای عالی در کشور که باز موجب واکنش مجلس شد. اعلام طرحهای زود بازده اقتصادی و ملزم کردن بانکها به اعطای تسهیلات ویژه برای اجرای آنها، که موجب افزایش نقدینگی، افزایش قیمت بی رویه مسکن و افزایش طلبهای معوقه بانک‌ها شد و در بهبود تولید صنعتی نیز نقش معناداری نداشت.

اجرای شتاب‌زده بخشی از طرح تحول اقتصادی، پیش از نهایی شدن و تصویب آن، و آمارگیری با هزینه زیاد که سرانجام آن را از مجلس پس گرفت. محدود کردن مدیران به نیروهای "خودی" کم تجربه و هزینه آفرین.

[3] افزایش جمعیت بیکاران کشور به بیش از چهار میلیون نفر و رسیدن به آستانه تحمل جامعه (نرخ بیکاری به 12درصد افزایش یافته است)، رشد اقتصادی 5.6 درصدی (در حالی که براساس برنامه چهارم رشد اقتصادی ایران 12.2 درصد پیش بینی شده بود)، نامه سرگشاده بی سابقه 109 نفر از اساتید دانشگاه خود به خوبی وضعیت اسفبار دانشگاه در ابعاد مختلف را به نمایش می‌گذارد. کسری بودجه 44 هزار میلیارد تومانی در سال 88 (بنا به اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس)، افزایش 25 درصدی نرخ تورم، وارداتی در حدود 12 میلیارد دلار در زمینه محصولات کشاورزی که 8/2 میلیارد دلار آن برای ورود 6 میلیون تن گندم و بقیه برای وارد کردن2/1 میلیون تن روغن نباتی، 3/1 میلیون تن شکر، 1/1 میلیون تن برنج، 5/4 میلیون تن علوفه و...بوده و ... تنها گوشه ای مدیریت اقتصادی دولت نهم است.

همچنین در گزارش تفریغ بودجه سال 1386، اعلام شده که در 170 مورد از 312 بند و تبصره‌ قانون بودجه 86 (یعنی 54 درصد بندها یا اجزای تبصره‌ها) تخلف صورت گرفته است. در سال 86، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بیشتر از 5/2 برابر بودجه مصوب خرج کرده‌اند.

وارد کردن 8/5 میلیارد دلار فرآورده‌های نفت به جای 8/3 میلیارد دلار مجاز. این تخلف در دوسال گذشته به 5 میلیارد دلار رسیده است. قانون گریزی در این مورد به قدری گسترده بوده است که رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس آن را "دست بردن در جیب70میلیون نفر"نامید.

قانون گریزی شدید قوه مجریه باعث شده است که سلامت اقتصادی ایران با 54 پله سقوط، به رتبه 141 در میان 180 کشور برسد و از لحاظ شاخص‌های اشتغال و بیکاری، در سال 2007 ، در میان 178 کشور جایگاه 135 ام را داشته باشیم.

مطالبات معوقه بانک‌ها به 30 تریلیون تومان رسیده که تنها 3 تریلیون تومان وثیقه به وسیله بانک‌ها ضبط شده است.

رکود شدید صنایع چای، قند، نساجی و ... با وارد شدن مهار گسیخته محصولات این صنایع از خارج. وابستگی بیشتر تولید ناخالصی ملی به نفت، به علت عدم سرمایه گذاری در بخشهای دیگر. افزایش شکاف طبقاتی (نسبت درآمد دهک اول به دهک آخر 21 برابر شده است.)

اسامی تشکل‌های امضا کننده بیانیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه همدان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیل
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فروسی مشهد (فراکسیون مدرن)
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه چمران اهواز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سبزوار
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان
تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رجایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده امور اقتصادی و دارایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کرج
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مهاجر اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کاشمر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد شهر تهران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:35 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

مردم سربلند ایران، پروردگار شما نعمت را بر این زاد و بوم تمام کرد. آن را به ثروت‌های بسیار تجهیز کرد و به فرهنگ و معنویت آراست. آن را چهار سوی تمدن‌ها قرار داد، آن را سرزمین میانه و سرپل اتصال ملت‌ها، آن را پناهگاه آیین‌های آسمانی و زادگاه مفاخر بشری پسندید تا جایی که امام (ره) ما فرمود، ایران موجودی آسمانی است که هیچکس نمی‌تواند به آن لطمه بزند.

آنچه اینک مردم ما را از دیگر ملل ممتاز می‌کند نه خودپسندی و مباهات به گذشته‌ای سپری شده بلکه میل به بهترین‌ها و ظرفیت نیل به آنهاست. این خصوصیتی است که در سرشت ما نهادینه شده است و در تمامی رفتارهای شخصی و اجتماعی ما آثار آن را می‌توان جست‌وجو کرد.

آیا ممکن است ملتی وجود داشته باشد که به چیزی کمتر از بهترین قناعت کند یا در محقق کردن چشم‌اندازی از بهروزی که در پیش‌رویش قرار می‌گیرد، سستی به خرج دهد؟ شرایطی که امروزه در آن به سر می‌بریم بی‌تردید بهترین نیست.

در وضعیتی هستیم که شایسته و شان ملت و مردم ما نیست. سرمایه‌هایی که حاصل تاریخ پر فراز و نشیب ماست به ویژه انقلاب عظیم اسلامی و بذل خون‌های گرامی بوده‌اند، در خطرند. آنچه امروز می‌بینیم آن چیزی نیست که می‌خواستیم، آن چیزی نیست که می‌تواند باشد.

من میرحسین موسوی، فرزند کوچک انقلاب اسلامی به صحنه آمده‌ام چون روندهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجود را نگران‌کننده یافتم.

آمده ام تا کرامت انسان‌ها را پاس بدارم.

آمده‌ام تا از حق ملت برای اطلاع از امور کشور دفاع کنم و حامی گردش آزادانه و شفاف اطلاعات برای مردم، این ولی‌نعمتان دولت‌ها باشم.

آمده‌ام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم و مدافع آزادی‌های مصرح در قانون اساسی باشم.

آمده‌ام تا با دستور کار قرار دادن فرمان هشت ماده‌ای امام خویش، آن را از نو چراغی تابنده در مسیر تحقق حقوق شهروندی و حفظ حریم خصوصی قرار دهم.

آمده‌ام تا وسیله‌ای باشم برای بازگرداندن اقتدار، عزت و هویت ایرانی.

آمده‌ام تا با تنش‌زدایی و تعامل سازنده روابط بهتری میان کشورمان ایران و جهان برقرار کنم تا فضا را برای توسعه کشور بگشایم و احترام به ایرانیان را در جهان تامین کنم.

آمده‌ام تا راهی و همراهی باشم برای رفتن به سوی ایرانی مستقل، آباد، آزاد، پیشرفته و سربلند.

آمده‌ام در حالی که راهی ساده و یک‌شبه برای مشکلات اقتصادی کشور و مردم نمی‌شناسم و معضلات امروز را ناشی از چاره‌جویی‌های شتاب‌زده، یک‌شبه و یک‌نفره می‌بینم.

آمده‌ام تا ساختار آسیب‌خورده اداره کشور را از طریق احیای دستگاه برنامه‌ریزی و مدیریت، استقرار شوراهای مهمی که نماد خرد جمعی مردم ما بوده‌اند و تعطیل شدند، ترمیم کنم.

آمده‌ام تا به صورت صریح و روشن از تولید ملی در کشاورزی و صنعت و همه فعالیت‌های مفید اقتصادی پشتیبانی کنم.

آمده‌ام تا حامی مستضعفین باشم. آنانی که فشار تورم قامت‌شان را خم کرده و سیاست‌های نادرست اقتصادی عزت‌شان را نشانه رفته است.

آمده‌ام تا اشتغال را دغدغه هر روزه دولت قرار دهم. آمده‌ام تا با گسترش بیمه‌های همگانی قدمی در جهت آزادی اقشار مردم از فقر و رهایی آنها از نیاز بردارم. اقشاری که استقلال کشور و عظمت جمهوری اسلامی مرهون فداکاری و فضیلت‌های آنهاست و هیچکس نیست که بتواند نقش آنان را در استقرار نظام فراموش کند یا حماسه‌هایی را که فرزندان مرزدارشان در دفاع مقدس آفریده‌اند از یاد ببرند.

آمده‌ام تا با تشکیل دولتی فرهنگی مدافع فرهنگ غیردولتی و غیر دستوری باشم و میان دولت و گروه‌های مرجع هنرمندان و روشنفکران، دانشگاهیان، روحانیان و تمامی نخبگان رابطه‌ای دوستانه و خلاق در جهت اهداف و آرمان‌های کشور برقرار کنم و آمده‌ام تا با الهام از شهیدان در خدمت اعتلای میهن اسلامی باشم.

اینجانب آمده‌ام تا با کمک و همراهی همگان در جهت تحقق جامعه‌ای پر از امید و نشاط تلاش کنم. این آرمانی است که همه در برابر آن مسوولند. شرایط و حوادث، خواستی عمومی و مستقل از تمایلات گروهی و صنفی برای بهبود فراهم آورده است که بزرگ‌ترین سرمایه ما در مسیر پیش‌روست. ما نمی‌توانیم این سرمایه بزرگ را نادیده بگیریم و نباید با سرایت دادن تفاوت‌های خود به متن جامعه آن را از دست بدهیم؛ لذاست که اینجانب با اعلام گفتمانی که از همان روز نخست آن را در معرض نگاه ملت شریف قرار داده‌ام و همواره پذیرای اصلاح اصولگرایانه در آن هستم، در عین دوستی با طیف‌های متنوع سیاسی و سپاسگزاری از تمام احزاب و تشکل‌هایی که به حمایت از پشتیبانی از این خدمتگزار مردم پرداختند، مستقل پا به صحنه می‌گذارم تا مرزبندی‌های جناحی، این راه روشن را مسدود نکند.

استقلال اینجانب نه از سر تک‌روی یا استغنا که از روی استمداد از تمامی توان‌هایی است که سعادت کشور منوط به همکاری آنان است. امیدوارم نتیجه فعالیت‌های عادی‌ای که به مدد همه شایستگان کشور از زنان و مردان و از تمامی گرایش‌ها، اقشار، اقوام و مذاهب و ادیان حاصل خواهد شد، پاسخی مناسب به اعتماد تمامی کسانی باشد که اینجانب را در خور حمایت یافتند. می‌دانم که طی این طریق جز با توکل بر الطاف الهی و همدلی، همفکری و همگامی مردم عزیز و یاری رهبر فرزانه انقلاب میسر نمی‌شود. اطمینان دارم که ملت شریف ایران هوشمندانه تحولات کشور را دنبال می‌کنند و با شرکت مسوولانه در انتخاباتی که آینده این سرزمین را رقم خواهد زد به وظیفه انسانی، ملی و دینی خود عمل خواهم کرد و راهی را برخواهند گزید که خیر عمومی در آن است. همچنین ایمان دارم که خداوند همه تلاشگران در مسیر حق را که ملت مجاهد ما بی‌تردید از جمله آنانند با حمایت‌های خود یاری خواهند فرمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

غرور تحریم

 در بين خبرنگاران فراوان خارجی كه اين درروزهای انتخابات مجلس در ايران بودند، يک خبرنگار فرانسوی  می‌گفت در فرانسه می‌گويند كسی كه هر انتخاباتی را تحريم كند، فقط ۲۴ ساعت احساس غرور و پيروزی فوق­العاده­ای می‌كند، ولی بعد از آن كه نتيجه انتخاب نكردنش را در عرصه اجتماعی حس می‌كند، آن غرور و پيروزی فرو می‌ريزد.

ساکت نشستن امروزتان را به خاطر داشته باشید

مطمئن باشید بوی بهار را استشمام نخواهید کرد

روزهای سختی در راه هست

همراه شو عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 اردیبهشت1388ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

شايد که فردا باران باريد
شايدفردا آسمان دلش بحال برگهای زرد غبارگرفته بسوزد
شايد فردا از باران پاييزی صورتهای ما تر شود
شايد فردا خدا يادش بياد که پاييز از نيمه گذشته و روح ما هنوز خيس باران نشده
شايد فردا يادمان بيايد کاين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
شايد فردا يادمان بيايد که تادير نشده باید یک عکس دسته جمعی بگیریم
شايد فردا کمی با خودمان مهربان تر باشيم؛ CD سنتوری نخريم! لايی نکشيم! تک سوار ماشين مان نباشيم! ناهار اداره را به شام وصبحانه فردا پيوند نزنيم!
شايد فردا کمی آنچه که هستيم را باور کنيم
شايد فردا کمتر به ايران و ايرانی ناسزا نثار کنيم
شايد فردا سنگ مرمر گور آن شهيد گمنام بالای کلک چال را به مهر و سپاس بشوريم
شاید فردا مولانا و ابن سینا و لوح سنگی کوروش را به ما برگرداند
شايد فردا اين سرزمين از آن ما شد
و شاید که آینده از بودن امروز ما کمتر خجالت کشید.


* از خوانده های محسن نامجو
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 6:25 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

بهار اومد برفارو نقطه چین کرد
خنده به دلمردگی زمین کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط محمد  |